تبليغاتX
به آفرید

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی

به آفرید

شقایق زعفری


؟...

 

هیچ بوسه ای نیست

 

تو را از خوابی پر از یاس بیدار کند.

 

نمی توانی لباسهایی قشنگ تا ساعت 12 داشته باشی.

 

چادری سیاه

 

کنار خیابان،شاید!

 

خودت را حمل می کنی

 

با شناسنامه ای در کیف

 

چشمهایی بارانی

 

دروغ زیر دندانهایت خیس می خورد.

 

سوار می شوی

 

تا سکوت کنی.

سه شنبه بیست و ششم دی 1385 توسط شقایق زعفری |

پرده آخر

 

 ۱

می رقصیم

 

موسیقی میان لرزش تنهامان سر می خورد.

 

آمریکا     بالرینی کوچک    با پاهایی فرز    روی صورتهایی شور

 

طرح نقشه هایی غریب

 

هندوچین

 

آرام آرام   میان معابدی عود بو    می چرخد و می لرزد.

 

من با تو

 

تنها تو،

 

هیروشیما

 

گرمای تنهامان را بو می کشیم

 

عاشقانه می رقصیم

 

محکم،محکمتر در آغوشم بگیر

 

عطر جدید من

 

بوی تند لبنان را می دهد...

 

 

2

رقصیدن سکوت است    مثل آوازهای دسته جمعی

 

تهران

 

کافی شاپ ها

 

سیگارها بین چهره هایی گله مند دود می شود.

 

ماشین ها

 

ترافیک

 

تن های خسته میان خیابان ها گم می شوند.

 

جایی می لرزد   تکان می خوریم

 

می نویسند:این روزها نرخ سیگار بالا رفته است

 

می لرزد

 

منجیل    بم

 

چهره ها میان کودکیشان خاک می خورند...

 

 

3

رو به پنجره ای کوچک

 

آسمانی آبی

 

پاهای لختت داغ می شود     میان روغن و آفتابهای خزر

 

رادیو روشن است با صدای گیتار   تلویزیون   روزنامه ها

 

یازده سپتامبر

 

آرام آرام

 

خودش را میان دستهایت برای نوشتن پرده ای جدید جا می گذارد...

 

 

4

روزنامه ها موشک می شوند

 

کلاهی کوچک روی سرت

 

قایقی در دستهای کودکانه ات

 

و کلمه هایی که میان اسباب بازی های جدید،نامی جدید را می سازند.

 

لبنان

 

فریاد و تورهای تابستانی و بلیطهای باطل شده

 

حیف شد

 

چقدر می خواستیم خوش باشیم   برقصیم

 

و باز می لرزیم    می لرزیم

 

نقشه های اتاق خیس می شئند با چشمهای من

 

لباس شنای تازه ام

 

روغن و قهوه

 

کنار همین دریا...

 

 

5

تیمور،چنگیز،اسکندر

 

مهم نیست کدامشان زودتر آمدند

 

مهم رقصیدن است

 

من در آغوش آنها

 

با خاطراتی از جنگهای جهانی

 

وقتی هیتلر میان بازوهای آفتاب سوخته ام

 

مظلوم ترین پسر دنیا می شد...

 

 

6

زرتشت

 

دستهایی رو به آسمان

 

فرشتگانی عادل

 

خدایی مهربان...

 

دیگر فرقی نمی کند

 

وقتی مسیح آشفته می شد میان خوابهایی پر صلیب

 

اینبار کشتی نوح حرکت نمی کند

 

و سرزمین های مادریمان می رقصند...

 

 

7

خواب می دیدم

 

پروانه ای کوچک

 

گل های بنفش و قرمز

 

هابیل و قابیل

 

نمی دانستم کدامشان پای رقص بهتری خواهند بود...

 

رقصیدیم  رقصیدیم

 

هر شب سه تفنگدار بودیم    در آغوش کودکانه مان

 

و روزها در دشتهایی پر گل می دویدیم...

 

 

دوشنبه یازدهم دی 1385 توسط شقایق زعفری |



یک نسل می رود و نسل دیگر می آید اما زمین پایدار می ماند...
...و خورشید همچنان طلوع می کند....


بین من و دنیا شیشه ای است.نوشتن راهی است برای گذر از این شیشه ٫ بی آنکه بشکند....

هرگونه کپی برداری یا درج مطالب این وبلاگ در فضاهای دیگر منوط به اجازه مولف آزاد می باشد.
شقایق زعفری

shaghayeghzafari@yahoo.com

شینا زعفری
شقایق لعلی
مهردادعارفانی
تیرداد نصری1
تیرداد نصری2
مازیارعارفانی1
مازیارعارفانی2
مینونصرت
ناصر غفاری فرد
مهدی حسین زاده
مهردادفلاح
محمودخلعتبری
رامین حاجی کریمیان
مهدی فیض بحر
شیدا محمدی
علی اصغرکرمی
سهراب رحیمی
رجب بذرافشان
فدروس ساروی
محمد شکوری
شاهرخ رئیسی
حامد رحمتی
لاله محمدی
اسدالله امرایی
سعید دارایی
روجا چمنکار
حسن نقاشی
ابوالفضل حسنی
محمدکاظم پور
علی رضا بهنام
منیژه رزاقی
فرهاد
رامین رحیمی
امیر نورآبادی
جلیل قیصری
احسان مهدیان
حمزه اولاد
کوتاه نوشته های معاصر
آرمان صالحی
فردین شهبازی
بهزاد خواجات
مجید قبادیان سوادکوهی
خودکار کمرنگ
انوش وقاری
حسین جاوید
حسین پناهی
فرشید دیلمی
طلیعه اکبری
فرزانه مرادی
تیرداد راد
سوده نگین تاج
افسانه شفیعی
فریبا فیاضی
علی مسعودی نیا
سمیرا کریمی
ژاله سیفی
مترسک فیلسوف
ماه آفل
دیوان حافظ
به روز شدگان
علی رضا مجابی(م.آذرفر)
مزدک پنجه ای
ناما جعفری
رضا کردبچه
الهام ملک پور
محسن بوالحسنی
امیر خالقی
علی مسعودی نیا
عرفانه جوادپور
عرفان کارن
پویا عزیزی
محمد رضا جعفری
wc
کوروش همه خانی
آساره