هیچ بوسه ای نیست
تو را از خوابی پر از یاس بیدار کند.
نمی توانی لباسهایی قشنگ تا ساعت 12 داشته باشی.
چادری سیاه
کنار خیابان،شاید!
خودت را حمل می کنی
با شناسنامه ای در کیف
چشمهایی بارانی
دروغ زیر دندانهایت خیس می خورد.
سوار می شوی
تا سکوت کنی.
می رقصیم
موسیقی میان لرزش تنهامان سر می خورد.
آمریکا بالرینی کوچک با پاهایی فرز روی صورتهایی شور
طرح نقشه هایی غریب
هندوچین
آرام آرام میان معابدی عود بو می چرخد و می لرزد.
من با تو
تنها تو،
هیروشیما
گرمای تنهامان را بو می کشیم
عاشقانه می رقصیم
محکم،محکمتر در آغوشم بگیر
عطر جدید من
بوی تند لبنان را می دهد...
2
رقصیدن سکوت است مثل آوازهای دسته جمعی
تهران
کافی شاپ ها
سیگارها بین چهره هایی گله مند دود می شود.
ماشین ها
ترافیک
تن های خسته میان خیابان ها گم می شوند.
جایی می لرزد تکان می خوریم
می نویسند:این روزها نرخ سیگار بالا رفته است
می لرزد
منجیل بم
چهره ها میان کودکیشان خاک می خورند...
3
رو به پنجره ای کوچک
آسمانی آبی
پاهای لختت داغ می شود میان روغن و آفتابهای خزر
رادیو روشن است با صدای گیتار تلویزیون روزنامه ها
یازده سپتامبر
آرام آرام
خودش را میان دستهایت برای نوشتن پرده ای جدید جا می گذارد...
4
روزنامه ها موشک می شوند
کلاهی کوچک روی سرت
قایقی در دستهای کودکانه ات
و کلمه هایی که میان اسباب بازی های جدید،نامی جدید را می سازند.
لبنان
فریاد و تورهای تابستانی و بلیطهای باطل شده
حیف شد
چقدر می خواستیم خوش باشیم برقصیم
و باز می لرزیم می لرزیم
نقشه های اتاق خیس می شئند با چشمهای من
لباس شنای تازه ام
روغن و قهوه
کنار همین دریا...
5
تیمور،چنگیز،اسکندر
مهم نیست کدامشان زودتر آمدند
مهم رقصیدن است
من در آغوش آنها
با خاطراتی از جنگهای جهانی
وقتی هیتلر میان بازوهای آفتاب سوخته ام
مظلوم ترین پسر دنیا می شد...
6
زرتشت
دستهایی رو به آسمان
فرشتگانی عادل
خدایی مهربان...
دیگر فرقی نمی کند
وقتی مسیح آشفته می شد میان خوابهایی پر صلیب
اینبار کشتی نوح حرکت نمی کند
و سرزمین های مادریمان می رقصند...
7
خواب می دیدم
پروانه ای کوچک
گل های بنفش و قرمز
هابیل و قابیل
نمی دانستم کدامشان پای رقص بهتری خواهند بود...
رقصیدیم رقصیدیم
هر شب سه تفنگدار بودیم در آغوش کودکانه مان
و روزها در دشتهایی پر گل می دویدیم...